چقدرسخته
چقدر سخته توچشای کسی که تمام عشقت روازت دزدیدوبه جاش یه زخم همیشگی روقلبت هدیه داد
زل بزنی وبه جای این که لبریزازکینه ونفرتی شی حس کنی که هنوزم دوستش داری...
چقدر سخته دلت بخوادسرت وباز به دیواری تکیه بدی که یه بارزیرآوارغرورش همه ی وجودت له شده...
چقدرسخته توخیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اماوقتی دیدیش هیچ چیزجزسلام نتونی بگی...
چقدرسخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کند امامجبورباشی بخندی تانفهمه
که هنوزم دوستش داری...
چقدرسخته گل آرزوهاتوتوباغ دیگری ببینی هزاربارتوخودت وبشکنی وانوقت آرام زیرلب بگی
گل من باغچه ی نومبارک
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 21:11 توسط هادی
|